امروز وقتي كاملا حوصلم سر رفته بود رفتم سراغ موبايل حانا و تو اينباكس پياماش و ناخوداگاه ديالوگاي رد و بدل شده بين داداشش مرصاد و مامانشو ديدم و خوب مي دوني ناراحت شدم ولي حس خوبي بود كه تنها نبودم فهميدم فقط من نيستم كه اين احساساتو راجب خانوادم دارم فهميد همه ي بچه ها بي اعتمادي خانوادشونو حس ميكنن فهميدم همه ي پدر و مادرا ما رو نمي فهمن
برچسب:
نویسنده: یاسین قنبری
تاريخ: چهارشنبه
14 دی
1401 ساعت: 13:18